لیست فروش جزوات دانشگاه پیام نور

  • مجموعه جزوات رشته علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته تاریخ دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته ریاضی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته فیزیک دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته زیست شناسی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته آمار دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته صنایع دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته صنایع دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته کامپیوتر دانشگاه پیام نور
  • فروش مجموعه جزوات رشته زمین شناسی دانشگاه پیام نور...
  • مجموعه جزوات رشته شیمی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته تربیت بدنی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته حسابداری دانشگاه پیام نور
  • فروش مجموعه جزوات رشته الهیات دانشگاه پیام نور
  • فروش مجموعه جزوات رشته اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام...
  • مجموعه جزوات رشته مدیریت دولتی دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته مدیریت بازرگانی پیام نور
  • فروش مجموعه جزوات رشته کتابداری دانشگاه پیام نور
  • فروش مجموعه جزوات رشته اقتصاد دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته جغرافیا دانشگاه پیام نور
  • مجموعه جزوات رشته ادبیات دانشگاه پیام نور
  • تگ ها: 0 comments



    پادشاهي که يک کشور بزرگ را حکومت مي­کرد، باز هم از زندگي خود راضي نبود. اما خود نيز علت را نمي­دانست. روزي پادشاه در کاخ امپراتوري قدم مي­زد. هنگامي که از آشپزخانه عبور مي­کرد، صداي ترانه اي را شنيد.
    به دنبال صدا، پادشاه متوجه يک آشپز شد که روي صورتش برق سعادت و شادي ديده مي­شد. پادشاه بسيار تعجب کرد و از آشپز پرسيد: 'چرا اينقدر شاد هستي؟'
    آشپز جواب داد: 'قربان، من فقط يک آشپز هستم، اما تلاش ­مي­کنم تا همسر و بچه­ام را شاد کنم. ما خانه ­اي حصيري تهيه کرده­ ايم و به اندازه کافي خوراک و پوشاک داريم. بدين سبب من راضي و خوشحال هستم…'
    پس از شنيدن سخن آشپز، پادشاه با نخست وزير در اين مورد صحبت کرد.
    نخست وزير به پادشاه گفت : 'قربان، اين آشپز هنوز عضو گروه 99 نيست!!! اگر او به اين گروه نپيوندد، نشانگر آن است که مرد خوشبيني است.'
    پادشاه با تعجب پرسيد: 'گروه 99 چيست؟؟؟'
    نخست وزير جواب داد: 'اگر مي­خواهيد بدانيد که گروه 99 چيست، بايد اين کار را انجام دهيد: يک کيسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذاريد. به زودي خواهيد فهميد که گروه 99 چيست!!!'
    پادشاه بر اساس حرف­هاي نخست وزير فرمان داد يک کيسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند. آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و در مقابل در کيسه را ديد.

    با تعجب کيسه را به اتاق برد و باز کرد. با ديدن سکه­هاي طلايي ابتدا متعجب شد و سپس از شادي آشفته و شوريده گشت. آشپز سکه­ هاي طلايي را روي ميز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه؟؟؟ آشپز فکر کرد اشتباهي رخ داده است. بارها طلاها را شمرد. ولي واقعاً 99 سکه بود. او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نيست.
    فکر کرد که يک سکه ديگر کجاست و شروع به جستجوي سکه صدم کرد. اتاق­ها و حتي حياط را زير و رو کرد. اما خسته و کوفته و نااميد به اين کار خاتمه داد. آشپز بسيار دل شکسته شد و تصميم گرفت از فردا بسيار تلاش کند تا يک سکه طلايي ديگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به يکصد سکه طلا برساند. تا ديروقت کار کرد. به همين دليل صبح روز بعد ديرتر از خواب بيدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وي را بيدار نکرده اند. آشپز ديگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمي خواند. او فقط تا حد توان کار مي­کرد.
    www.beterkoonim.com اعضاي گروه 99

    پادشاه نمي­دانست که چرا اين کيسه چنين بلايي برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزير پرسيد.
    نخست وزير جواب داد: 'قربان، حالا اين آشپز رسماً به عضويت گروه 99 درآمد.
    اعضاي گروه 99 چنين افرادي هستند: آنان زياد دارند اما راضي نيستند.

    0 comments برای “اعضاي گروه 99”

    بیان دیدگاه خود در کادر زیر

    فروش کتاب الکترونیکی

    دانلود رایگان فیلم آموزش زبان انگليسي English Today

    دانلود رایگان فیلم آموزش زبان انگليسي English Today یکی از بی نظیر ترین مجموعه ها ی آموزش زبان انگلیسی